- today
- perm_identity پرنون
- label هنر
- favorite 10 لایک
- remove_red_eye 7917 بازدید
- comment 0 دیدگاه
بارزترین ویژگی انسان در برتری نسبت به سایر موجودات، زبان و اندیشه و به دنبال آن دستیابی به خط و کتابت است. مطالعه «زبان و خط و تاریخ تحول آن » از مهمترین مطالعات و کاوشهای علمی است. شاید به همین دلیل در قرآن کریم خداوند نیز به قلم سوگند یاد کرده است.
تاریخچه خط و خوشنویسی در ایران
در سال 651میلادی با سقوط سلسله ساسانی، دین مبین اسلام وارد ایران شد.تا چند قرن پس از ظهور اسلام زبان و خط پهلوی در ایران تداوم داشت ولی زبان فارسی دری گسترش یافت و به سبب نیاز مذهبی خط کوفی به همان شیوه ابتدایی نوشته میشد. به زودی ایرانیان کوشیدند که ازاین خط، خطی زیبا با قاعده و برابر ذوق ایران به وجود بیاورند و این آغاز خوشنویسی در ایران بود خوشنویسی به مرور ترقی کرد و تزئینات آن غنی شد و مقام مهمی را احراز کرد و نه تنها در کتابت قرآن مجید بلکه در نقش سفالینهها، هنر قلمزنی ، کتیبههای معماری، سکه ها و... به کار برده شد.

ظرف مس قلمزنی شده با خط ثلث
خط کوفی ابتدا بدون نقطه و حرکات زیر و زبر و پیش نوشته میشد، بعدها برای جلوگیری از اشتباه به آن نقطه و حرکات اضافه شد. هرچند به علت مخالفت مسلمانان در دست بردن به آیات قرآن، نقطه و حرکات را با رنگی متفاوت از متن نوشتند. با این همه خواندن و نوشتن خط کوفی با مشکلات همراه بود از این
رو ایرانیان بعدها با ذوق و سلیقه خود نوعی کوفی ساده و روان ایجاد کردند که آن را کوفی پیرآموز یا کوفی ایرانی نامیدند. انواع خط کوفی و کوفی تزیینی را از پنجاه نوع بیشتر میتوان برشمرد. اما آنچه بیشتر در ایران بهکار میرفت شامل کوفی تحریری، تزیینی، بنایی و بعدها کوفی پیرآموز بود که رواج یافت. کوفی بنایی یا معقلی در نمای بناهای مقدس و مذهبی به کار رفت. در این نوع کوفی کلمات و جملهها با استفاده از خط مستقیم و هندسی به صورتی زیبا، محاسبه و طراحی شد و سپس با آجر لعابدار یا کاشی یک رنگ روی بنا به کار رفت.
انواع خطهای ایرانی
با توجه به نیاز بشر به نوشتن، خطهای نوشتاری بسیاری تاکنون شناخته شده است که با توجه به این امر در ایران در دورههای مختلف زمانی خطهای مختلفی پدید آمدهاند که بهطورکلی خطهای ایرانی به چهار دسته اقلام سته، تعلیق، نستعلیق و شکسته تستعلیق دستهبندی شدهاند که در ادامه به آنها پرداخته شده است.
اقلام سته
در اوایل دوره اسلامی ایرانیان دگرگونی تازهای در خط پدید آوردند و با ظهور چهره درخشان «محمدبن علی فارسی» معروف به ابن مقله شیرازی خط وارد مرحله جدیدی شد و خطوط محقق و ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع مشهور به اقلام سته پدید آمد. وی خطوط نسخ و رقاع و محقق را به قاعده درآورد و از آن پس بسیاری از قرآنها و کتابها به نسخ نوشته شد. وی دوازده قاعده کلی خط را نیز وضع کرد که این قوانین عبارتند از: ضعف و قوت، سطح و دور، صعود و نزول، نسبت و ترکیب، کرسی و اصول، صفا و شأن. علی بن هلال معروف به ابنبواب براساس قواعد هندسی و دوازده قاعده، اقلام سته را زیباتر و روانتر جلوه داد و خط ریحانی را کمال بخشید. به خط ابن مقله و ابن بواب خطوط «منسوب» میگویند.
یاقوت مستعصمی با جدیت و ابتکار اقلام سته را ترویج کرد و خط نسخ و ثلث را به مقامی والا رساند. اقلام سته یاقوتی را خطوط «اصول» میگویند. از خط نسخ بیشتر در کتابت قرآن مجید استفاده میکردند و از خط ثلث در سر سورهها، قطعهنویسی، کتیبه نویسی در مساجد و مکانهای زیارتی استفاده میکردند. توقیع و رقاع برای نامهنگاری و محقق و ریحان برای نوشتن قطعات و کتابت به کار میرفت. امروزه نسخ و ثلث به علت رواج در کتابت قرآن کریم و برخی کتابهای مذهبی همچنان رواج دارد. در اواخر عهد صفوی احمد نیریزی در شیوه خط نسخ تغییراتی ایجاد کرد که به نسخ ایرانی مشهور شد.
تعلیق
خط تعلیق با شباهتهای زیادی به خط پهلوی (اوستایی ) پیوند خط ایرانی و عربی به وجود آمد و در مکاتبات اداری و دیوانی رایج شد. بعدها این خط توسط خواجه تاج اصفهانی و خواجه اختیار منشی گنابادی به کمال رسید. این خط نه تنها با پیچیدگی و انحنای زیاد خواندن را مشکل میکرد، بلکه بدون حرکات زیر و زبر و پیش هم به کار میرفت. نیاز به تندنویسی موجب شد که در این خط پیوستگی حروف و کلمات زیاد شود و سرعت کتابت افزایش یابد و در نوشتن مراسلات استفاده شود. این شیوه را تُرُسل یا شکسته تعلیق نامیدهاند.
نستعلیق
به تدریج خطی از ترکیب نسخ و تعلیق در ایران به وجود آمد که نستعلیق نام گرفت. خطی منظم و معتدل که از کندی نسخ و نقایص تعلیق به دور بود؛ دارای نظم و اعتدال با دایرههای ظریف و موزون، و عروس خطوط اسلامی نامیده شد. خط نستعلیق هنری است نمادین که از نگاه عارفانه ایرانی به عشق و هستی پدید آمده است. اصلاح و انضباط این خط توسط میرعلی تبریزی انجام شد و با ابتکار و خلاقیت میرعمادحسنی صیفی قزوینی (میرعماد بزرگ) به درجه ممتاز رسید. محمدرضا کلهر بر زیبایی این خط افزود و شیوه کتابت نستعلیق را به کمال رساند و نیز برای به کارگیری در صنعت چاپ اندک تغییراتی در آن به وجود آورد. سفرنامه ناصرالدین شاه به خراسان با چاپ سنگی اثر اوست. میرزا غلامرضا اصفهانی با نگاهی هنرمندانه به جنبههای تجسمی و تصویری نستعلیق، سیاه مشقهای جاودانه خود را آفرید.
شکسته نستعلیق
نیاز به تندنویسی رفته رفته خط نستعلیق را پیچیده کرد و به دست مرتضی قلیخان شاملو و سپس محمدشفیع هروی (شفیعا) تکمیل شد وتوسط درویش عبدالمجید طالقانی به درجه کمال رسید. سیدعلی اکبر گلستانه شیوه درویش را ادامه داد ولی ناخوانا بودن این خط باعث شد تا خوشنویسانی چون قائم مقام فراهانی و امیرنظام گروسی آن را سادهتر کنند.

شیوههای کاربرد خوشنویسی
استادان خوشنویسی با افزودن نقشی اندک یا درهم پیچاندن حروف و یا ترکیبهایی شیرین و... فرمهای جدیدی را ابداع کردند که به عنوان شیوههای کاربرد خوشنویسی مطرح میشوند که در ادامه این شیوهها معرفی شدهاند.
طغری: اگرچه پیشینه طغری به دوره سلجوقی میرسد اما قدیمیترین نمونههای آن از دوران ایلخانی و آل جلایر دیده شده است و به جای مهر سلطانی بر سر نامهها و فرمانهای حکومتی نوشته میشد. بعدها این خط در مهرها، سکهها و انگشتر هم کاربرد یافت. طغری را با خط ثلث، رقاع یا دیوانی و غیره مینویسند.
مثنی: در لغت به معنی دوتایی است و با خطوط کوفی، محقق، ثلث و غیره میتوان نوشت. بعضی از آن را خط مجنونی یا آینهای مینامند.
معما: در این نوع خط، عبارت معنای مخفی و پوشیدهای دارد و خواندنش نیاز به دقت بیشتری دارد.
سیاه مشق: قطعات سیاه مشق از حالات شور و شعف، آزادگی و آمادگی اساتید خوشنویس حکایت میکند. در سیاه مشق باید به توازن بین فضاهای پر و خالی توجه شود. تکرار منظم یا نامنظم حروف وکلمات نشانه توانمندی استاد خوشنویس است.
گلزار: در این نوع خوشنویسی داخل حروف و کلمات را با نقوش اسلیمی و ختایی یا گل و مرغ پر میکنند.
غبار: نوع ظریف وزیبایی ازخوشنویسی است وبا قلمی ریز هرنوع خطی نوشته میشود و مانند گردوغبار به چشم میخورد. و گاهی داخل حروف و کلمات را با این خوشنویسیهای ریز پر میکنند.
چلیپانویسی: چلیپا از مجموع دو قالب دوسطری به صورت مورب در صفحه بهوجود میآید و بهترین قالب برای نوشتن دوبیتی و رباعی بهشمار میرود. در اطراف چلیپا، فضاهای خالی به نام لچکی بهوجود میآید که بهطور معمول با تذهیب یا قلم ریز پرمیشود. از انواع دیگر آن چلیپای مرکب است که با قالبهای دیگر ترکیب می شود.
ناخنی: شیوهای از نگارش خط که با فشار ناخن بر کاغذ به صورت برجسته، نقش میبندد. امروزه ضمن رواج خطوط نستعلیق، نسخ و تا حدی ثلث و شکسته نستعلیق، خطوط جدیدی هم بهوجود آمده است حتی خوشنویسان هنرمند و خلاق سعی کردهاند از ترکیببندی و آرایش حروف و کلمات به منزله عناصر بصری در آثار هنری خود استفاده کنند.
ابزار مورد نیاز در هنر خوشنویسی
- خودنویس ابزاری است که به دلیل کاهش فشار دست و حرکت روان بر روی کاغذ باعث خوش خط شدن میگردد. برای افرادی که قصد خوشنویسی به زبان فارسی را دارند توصیه میشود از خودنویسهایی که مخصوص نوشتار فارسی (از راست به چپ) ساخته شدهاستفاده نمایند چرا که این خودنویسها دارای سر قلمهایی با سایزهای متفاوت است و مصرفکننده نیازی به تراشیدن قلم یا استفاده از دوات ندارد.(نام این وسیله الخطاط است)
- قلمنی که قلم مخصوص خوشنویسی است. نوع مرغوب آن از قلم نی دزفولی (برای قلمهای ریز و متوسط) یا نی خیزران (برای درشت نویسی) تهیه میشود. یک قلم بهتر است سرخ مایل بهقهوهای سوخته، فاقد گره و پیچ و کاملاً راست و استوانهای (با مقطع دایرهای شکل) باشد و ضخامت آن با دست تناسب و هماهنگی داشته باشد. همچنین گوشت داخل قلم سفید رنگ، تا اندازهای سخت و محکم باشد. قلم خوب را بیش از اندازه کوتاه یا بلند و سبک، سست یا سیاه انتخاب نمیکنند و قطر سر و ته آن نباید زیاد اختلاف داشته باشد. یک قلم مناسب هنگام تراشیده شدن زیاد سفت یا زیاد سست نیست و تراشههای آن به اطراف پرتاب نمیشود و همراه قلمتراش حرکت میکند. تراشیدن قلمنی تخصص و روش خاص دارد. معمولاً پس از کتابتهای مکرّر نوک قلمها کند شده و کیفیت اولیه خود را از دست میدهند از این رو باید بهطور مرتّب نوک قلمها را تراشیده و قط زد.
- کاغذ که باید ملایم و صاف باشد و خشن، پرزدار، ناصاف و بسیار لغزنده نباشد. بر روی کاغذ خوشنویسی نباید مرکب پخش شود. کاغذ زبر و ناهموار نوک قلم را میساید و نوشتن را بهویژه درکشیدهها مشکل یا ناممکن میکند، از طرفی نوشتن بر کاغذهای لغزان و شیشهای از اختیار و تسلط خوشنویس میکاهد، بنابراین نوع متوسط آن مناسب است. امروزه کاغذهای گلاسه، به ویژه گلاسهی مات، برای نوشتن مناسب اند هر چند که در صورت عدم دسترسی میتوان از طریق مالیدن صابون خشک روی کاغذهای معمولی تاحدودی کاغذ را برای نوشتن آماده کرد.
- مرکب که باید مخصوص خوشنویسی باشد. بیش از همه مرکب مشکی و پس از آن قهوهای کاربرد دارد. رنگدانه اصلی مرکب خوشنویسی دودهاست و مواد دیگری مانند صمغ عربی، زاج و مازو نیز برای چسبندگی رنگدانهها و قوام یافتن مرکب، به آن میافزایند. مرکب خوشنویسی امروزه در بازار به دو صورت مایع و خشک عرضه میشود. مرکب مایع آماده استفادهاست اما مرکب خشک را باید سایید، سپس آن را در آب جوشیدهی ولرم یا گلاب حل کرد. این محلول را باید در ظرف سربسته به نرمی و در مدت زمان طولانی تکان داد. به این عمل «صلایه دادن» میگویند. صلایه در کیفیت مرکب و کشش آن بسیار مؤثر است. برای رقیق کردن مرکب خوشنویسی آب مقطر یا جوشیدهی سردشده از آب معمولی بهتر است، و بهتر از آن گلاب یا آب ریحان یا آب مازو است.
- دوات به ظرفی که مرکب لیقه دار در آن قرار میگیرد دوات میگویند و اغلب یک بطری کوچک، کمعمق و دهانگشاد است.
- لیقه الیافی است که درون دوات قرار داده میشود تا مرکب را به خود بگیرد و آمادهی نگارش سازد. لیقه معمولاً از الیاف ابریشم طبیعی انتخاب میشود و برای جلوگیری از ریختن مرکب و کنترل میزان مرکببرداری توسط قلم در دوات قرار میدهند. گاهی از الیاف و نخهای ابریشم مصنوعی بهاین منظور استفاده میشود.

دوات و لیقه
- قلمتراش که چاقویی ظریف و بسیار تیزی است و برای تراشیدن و قطزدن نوک قلم بهکار میرود. قلمتراشها اندازهها و اشکال تاحدی متنوع دارند و به صورت یک تیغه یا دو تیغه ساخته میشوند. تیغه قلمتراش را از فلزی ترد و شکننده میسازند که چنانچه با جسم سختی برخورد کند از کارایی اش کاسته خواهد شد. از این رو با قلمتراش جز تراشیدن و قطزدن قلم کار دیگری نباید انجام داد. قلمتراش خوب به سختی تیز و در دراز مدت کند میشود. برای نگهداری آن بهتر است همیشه تیغهها را کمی چرب کرد و دور از رطوبت نگهداشت.
- قط زن ابزاری است که در آخرین مرحلهی تراشیدن قلمنی، نوک آن را روی این بستر قرار داده با یک فشار ناگهانی در زاویه مطلوب قطع میکنند. قطزن در عین حال که باید سخت و غیرقابل انعطاف باشد باید در مقابل قلمتراش کمی نرمش و انعطاف داشته باشد تا به تیغه آن آسیب نرساند. بهترین نوع قلمتراش از جنس چوب (به ویژه چوب شمشاد، قطعی از شاخ یا استخوان حیوانات یا بخش کوچکی از بدنهی نی خیزران بسیار بزرگ است. سطح قطزن باید کمی محدب باشد و سطح زیرین آن که روی میز قرار میگیرد مسطح.
- سنگ تیزکن قلمتراش سنگی است که برای تیزکردن چاقو و از جمله قلمتراش کاربرد دارد درگذشته از سنگ رومی یا حجاز به این منظور استفاده میشدهاست.
- قلمدان که جعبهای است کوچک، کشیده و اغلب تزئین شده و معمولاً برای سهولت حمل و نقل، قلمهای لازم، قلمتراش، قطزن، قاشق، سنگ کوچک و سر قلمدانی را که شامل دوات است، و گاهی قیچی ظریفی جهت چیدن کاغذ، در این جعبه قرار میگیرد تا این لوازم یک جا و در جعبهای محفوظ در اختیار خوشنویس باشد.
- زیردستی یا زیرمشق از جنس مقوا یا چرم و غیره؛ که باید رویهاش صاف، نرم و ملایم (میانگین سخت و سست و کلفت و نازک) باشد و لغزندگی نداشته باشد. همچنین باید ابعادی نهچندان بزرگ و نهچندان کوچک انتخاب کنند تا مزاحم کار خوشنویسی نشود. گفتهاند بهتر است که دو چرم منفصل را بر روی هم گذاشته، دو گوشه آن که طرف چپ است را با چند بخیه محکم کنند و اگر آن دو قطعه چرم از چرم بُلغار باشد که دانه و موجش را برطرف کرده باشند، بهتر است.
- مسطره یا مِسطر که ابزاری که به خوشنویس در کار نوشتن بر روی خطوط موازی و تعیین سطرها و تشخیص حدود آنها کمک میکند. در گذشته به این منظور بر روی قطعه مقوای ضخیمی نخهایی را با فاصله منظم قرار داده و محکم میبستند، سپس کاغذ را بر روی آن گذاشته و با فشار دست، اثر نخها را بر روی کاغذ منتقل میکردند. اما امروزه به این منظور بر روی کاغذی خطوط و جدولهای مورد نظر را پر رنگ کشیده و زیر کاغذ خوشنویسی قرار میدهند تا حدود و سطرهای کار از پشت کاغذ نمایان باشد. یا به وسیله خطکش و مداد کم رنگ خطوط را ترسیم و پس از خطاطی آن را پاک میکنند.
- ابزار به هم زدن لیقه و مرکب که سر آن پهن و دستهاش مخروطی و معمولاً از جنس چوب آبنوس است.
- قاشق مخصوص آب ریختن در دوات که بهوسیله آن بهاندازهی لازم آب را در دوات میریزند.
منابع: آشنایی با میراث فرهنگی و هنری ایران، ویکی پدیا
دیدگاه (0)